خاطرات محمد مصطفوي فر سروان پدافند نيروي هوايي
از متن کتاب شليک به آسمان : موشک در نزديک هواپيما منفجر شد . تمام پرسنل حرکت مشوک را از مبدا تا زمان خودکشي دنبال مي کردند. پرسنلي که براي تماشا به بيرون از اتاق ريخته بودند ، موشک را ديدند که در هوا منفجر شد.هنگام انفجار موشک ، قارچي از دود ديده مي شود ؛ مثل خلباني که با چتر از هواپيما بيرون پريده باشد . پرسنل سايت 4 خصوصا بچه هاي عمليات و نگهداري که تلاش کرده بودند تا موشک پرواز کند وقتي آمدند ، به من گفتند : «محمد عليکي ، زدي يا نه ؟» گفتم : «ديستروي کردم .» پرسيدند : «با کدام دستور اين کار را کردي ؟ » گفتم : «به تشخيص خودم .» بعضي ها خيال مي کردند که راستي راستي مچ يکي از خائنان را گرفته اند